ابن البلخي
31
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )
مؤلف بود ، بستيزند . اين قضات از خاندانى بودند كه به خطّ مستقيم نسب مى رساندند به ابو برده [ به ضمّ با و فتح دال ] از افراد قبيله عرب فزاره [ به فتح فا [ 1 ] ] و در عصر خلافت رضى يعنى بين 322 و 329 ( 934 - 940 ) نوهء نوهء اين ابو برده ، به نام ابو محمّد عبد اللّه كه قاضى بغداد بود ، به درجه قاضى القضات فارس ارتقاء يافت و بعدها حوزهء قضاوت وى تا حدود ايالات كرمان و عمان ، و به شهر تيز در مكران امتداد يافت . ابن بلخى اين مطلب را نيز مىآورد كه قاضى ابو محمّد كه هيجده اثر [ 2 ] دربارهء فقه پديد آورده بود ، « نظام دين و سنّت ، نگاه داشته و قاعدهييى نهاد سخت نيكو ، كار شرع را » . عضد الدّوله پادشاه بويى آن روزگار با وجود تمايلات شديدى كه به آيين شيعه داشت ، قاضى را با اكرام و اعتماد شخص خود محترم داشته بود ، زيرا وى را به محك آزمايش درآورده و فسادناپذير يافته بود . اين ابو محمّد پنج پسر بر جاى نهاده بود : كهترين همه ابو نصر بعدها در منصب قضا جانشين او شد ، پسران ديگر او ابو ذّر و ابو زهير كه به عنوان دهقانان يا نجيب زادگان ايالت در كرمان ساكن شدند ، ابو طاهر كه با سمت نايب پدرش در قضاى كرمان كار مىكرد و به درگاه عالى ( محتملا بغداد ) براى مشورت در امور آن ايالت احضار مىشد [ 3 ] و بازپسين همه ، ابو الحسن كه پس از شركت با برادر كهترش ابو نصر در قضاى فارس ، به نزد سلطان محمود گسيل شد ، بين سالهاى 388 و 421 ( 998 و 1030 ) ، و اين ، آن را قاضى غزنه گرداند و اعقاب او هنوز در زمان تأليف فارسنامهء ابن بلخى ، عهدهدار منصب قضا بودند . ابو نصر ، كهترين پسر از پنج پسر قاضى ابو محمّد ، چنان كه پيشتر گذشت پس از پدر قاضى فارس شد . وى مردى بود سخت دانشور و در سراسر ايالت ، نفوذ فراوان داشت و پس از ازدواج با يگانه